کمبود منع پنهان چیست

منع پنهان

قبل از اینکه کمبود منع پنهان را توضیح دهیم نیاز است که عبارت "منع پنهان" را بشناسیم. منع پنهان عبارتی است برای توضیح چگونگی دید ما نسبت به محرک های آشنای محیط (برای مثال چیزهایی را می بینیم، می شنویم، می بوییم، حس می کنیم یا مزه میکنیم که قبلاً هم تجربه کرده ایم) که توجه ما را به اندازه ی یک محرک جدید جلب نمی کنند. هرکسی نیاز دارد که یک سری موانع ذهنی برای خود داشته باشد که زندگی اش را تحت کنترل خودش تجربه کند. شما برای تمام کارهای روزمره ی خود از منع پنهان استفاده می کنید.
 برای مثال، تجربه ی خود را از دستگیره ی درب درنظر بگیرید. شما با دستگیره ها و چگونگی کار آن ها آشنا هستید، می دانید هدف از استفاده ی آن ها چیست و اغلب اوقات یک دستگیره ی درب آنقدر برایتان مهم نیست که توجه شما را جلب کند. واقعا هم چرا جلب کند؟ از قبل می دانید که چگونه کار می کنند و قبلاً هم از آن ها همه جا دیده اید. مغز شما همین روال را برای دستگیره های متفاوت در همه نوع درب استفاده می کند، "دستگیره بر روی درب قرار دارد که بتوانم درب را باز کنم". شما کارکرد دستگیره ی درب را زیر سؤال نمی برید یا به جزئیات کوچک آن مانند اینکه چرا دقیقاً این نوع دستگیره روی درب است توجه نمی کنید، چون اگر هربار که یک محرک جدید در محیط توجه شما را جلب می کرد در مغزتان این سؤال ها پیش می آمد مغز از عهده ی آن ها بر نمی آمد و به آن فشار بیش از حد وارد میشد. این دلیلی است که ما منع پنهان داریم. به ما اجازه می دهد که دستگیره های عادی را از دستگیره های عجیب تشخیص دهیم و تجربه ی خود را از زندگی آسان سازیم.

 


کمبود منع پنهان  -  Low Latent Inhibition یا به طور مختصر LLI

در "کمبود منع پنهان"، یک شخص تقریبا همانگونه با محرک های تجربه شده و آشنا رفتار می کند که در برخورد با محرک های جدید عکس العمل نشان می دهد. به این فکر کنید که وقتی یک چیز جدید می بینید و نظرتان را جلب میکند چه اندازه به جزئیات آن چیز توجه می کنید. از همان جزئیات سؤال های زیادی در ذهنتان ایجاد می شود. "آن چیست، چه کاری انجام می دهد، چرا آن جاست، چه معنی می دهد، چگونه می توان از آن استفاده کرد" و سؤالات بسیار دیگر. هرچقدر که سؤالات بیشتری را به جواب برسانید درک شما از آن چیز بیشتر می شود. هرچقدر که درک شما از آن چیز بیشتر شود ارتباطات منطقی بیشتری بین آن چیز و چیزهای دیگری که در اطرافش هستند می سازید. با وجود حافظه در ذهن، شما بعداً سؤالاتی که درمورد آن چیز به خودتان جواب داده اید را به یاد می آورید که خود باعث شکل گیری سؤال های جدید برای شما خواهد شد. کمبود منع پنهان به خاطر سطح خاص و خالصی از افکار و پردازش ها و ارتباطات منطقی که بین چیزهای مختلف برقرار کرده اید معمولاً به شِم و بینش به شدت دقیق منجر می شود.
 برحسب چیزهایی که ممکن است ببینیم، کسی که همیشه عینک به چشم داشته ممکن است به شما برسد و عینک جدیدی خریده باشد که دقیقا مانند عینک قبل است با این تفاوت که علامت کوچک کنار عینک تغییر کرده باشد. شما معمولاً تغییر آن علامت کوچک را متوجه نمی شوید چون که مغزتان جزئیات ریز یک عینک را نمی بیند و به عنوان "غیرمهم" با آن برخورد میکند. این روش ذهن شماست که نیازی به تجزیه و تحلیل مکرر محرک های جدید بی اهمیت ندارد. ذهن شما می گوید بله هرکسی می تواند عینک به چشم بگذارد، خب که چه؟ در همچنین مثالی ما عینک را می بینیم و توجهی نمی کنیم.
 اگر همین مثالی که زدیم را برای کسی با کمبود منع پنهان به کار ببریم ممکن است خیلی سریع متوجه کوچکترین تغییرات عینکی که مشاهده می کنند بشوند، که ممکن است منجر به شکل گیری مراحل دیگری در ذهن آن ها شود که افرادی که کمبود منع پنهان ندارند آن مراحل را تجربه نمی کنند. برای مثال از تشخیص علامت جدید کنار عینک ممکن است به این نتیجه برسند که دوست آن ها از آخرین باری که همدیگر را ملاقات کردند خرید کرده است، اگر آن ها خرید کرده اند ممکن است به خاطر این بوده باشد که اخیراً از شغل شان حقوق دریافت کرده اند، آیا این دوست با عینک قبلی مشکلی داشته است؟ در این مرحله اگر فرد دارای کمبود منع پنهان آن اطراف را خوب بشناسد و مثلاً بداند که آن اطراف کجاها عینک فروشی وجود دارد، همچنین اگر بدانند که آخرین باری که دوست شان عینک قبلی را به چشم گذاشته بود چه وقتی بود (مثلا دو روز پیش)، ممکن است بتوانند محل های احتمالی که دوست شان بعد از دریافت حقوق رفته است را تشخیص دهند، بسته به اینکه دوست شان چه غذایی دوست دارد و کجا ممکن است غذا خورده باشد، چه چیزهایی برایش جذاب هستند، و اینکه بعد از خرید عینک به مغازه های دیگری رفته باشد که چیزهای جذاب دارد، چه چیزهای دیگری خریده است و غیره. همگی این مراحل که فقط از تغییر علامت کوچک کنار عینک شروع می شود. این فقط یک مثال بود و ممکن است انواع مراحل دیگری متفاوت از این مثال ایجاد شود.
 این پروسه می تواند برای هرگونه محرکی که در محیط فرد با کمبود منع پنهان وجود دارد درک شود. همچنین به طور خاص در کارهای روزمره برای حل کردن مسائل مختلف، تحلیل اطلاعات، خلاقیت، ذوق هنری و بیشمار مسائل دیگر کاربرد پیدا می کند. به نظر شما کسی که کمبود منع پنهان و هوش بالا دارد (که مغزش قادر به تحمل و تجزیه و تحلیل حجم زیاد اطلاعات محرک های مختلف است) در شرایطی که در جنگل گم شده باشد و تا کیلومترها آن طرف تر هیچکس دیگری نباشد، بدون وسایل و هیچ گونه کمکی، چگونه آن شرایط را میگذراند؟ فرد دارای کمبود منع پنهان نه تنها که تمام محرک های محیط را تجزیه و تحلیل و درک می کنند، بلکه از همان محرک ها استفاده می کنند تا به هدف شان برسند و با محیط سازگار شوند.
 مثال خوبی برای اینکه ببینیم افراد چگونه با کمبود منع پنهان تعامل برقرار می کنند این است که مغز آن ها به طور طبیعی تا زمانی که به دلیل ریشه ای هرچیزی، قوانین، افکار، نیت افراد، طرزعمل افراد، دستگاه ها و غیره برسد براساس "چرا، چرا، چرا، چرا" کار می کند. مثلاً وقتی از بیشتر مردم  سؤال می شود که چرا دندان هایت را تمیز میکنی جواب دهند: چون که می خواهم تمیز باشند -چرا؟ -چون که من بهداشت را رعایت می کنم و می خواهم زیبا به نظر برسند. -چرا؟ -چون اگر زیبا به نظر برسد مردم متوجه می شوند و من هم همین را می خواهم. -چرا؟ -چون که می خواهم در نظر دیگران جذاب باشم. -چرا؟ -فکر کنم به خاطر این که بتوانم دوست پیدا کنم. این دلیل ریشه ای است، آن ها می خواهند دوست پیدا کنند. افراد با کمبود منع پنهان معمولاً به صورت اتوماتیک تمام این سؤال ها و جواب ها را با درک خود میگذرانند، و چون درک این افراد براساس محرک های خیلی بیشتری از محرک هایی است که افراد دیگر متوجه می شوند، بسیار دقیق نتیجه گیری می کنند. پس در مثال بالا اگر از فرد دارای کمبود منع پنهان سؤال شود که چرا دندان هایت را تمیز میکنی در همان لحظه به این جواب می رسند که "می خواهند از نظر ظاهری پتانسیل جذب دوست را داشته باشند". ذهن آن ها تمام سؤال های "چرا" را پرسیده و پاسخ داده است. این پروسه به هرچیزی که این افراد برخورد می کنند اعمال می شود.




اطلاعات بیشتر
 تقریباً تمام کسانی که کمبود منع پنهان دارند از اینکه دنیایی کاملاً خاص و متفاوت از دیگران را تجربه می کنند بی خبرند. به طور کلی تنها در ارتباطات با کسانی که کمبود منع پنهان ندارند است که متوجه می شوند "به طور غیرقابل توضیحی متفاوت" هستند. مردم ممکن است مثلاً به ارتباطاتی که می توانید بین چیزهای مختلف پیدا کنید (به خاطر فهم کم خودشان) بخندند و مسخره کنند، یا به شما به عنوان یک فرد خودخواه و عقل کل نگاه کنند. این مسائل به خاطر این است که ارتباطات بسیار پیچیده و منطقی که پیدا کرده اید برای شما یک چیز بسیار عادی محسوب می شود درحالی که افراد دیگر حتی وجود آن ارتباطات را غیرممکن می دانند. بعضی اوقات ممکن است بسیار رنجیده شوید، چرا که وقتی افراد بدون کمبود منع پنهان درمورد چیزی نظرات به ظاهر کاملاً عقلانی ارائه می دهند ممکن است در نظر شما به شدت احمقانه به نظر می رسد.
 به هرحال کمبود منع پنهان درصورتی که همراه با هوش کافی برای تجزیه و تحلیل حجم سنگین اطلاعات ورودی به مغز از محیط باشد می تواند یک موهبت محسوب شود. بدون میزان هوش کافی شخص، کمبود منع پنهان ممکن است به انواع حالت های اوتیسم (اختلال رشدی مغزی) منجر شود. همچنین قابل ذکر است که بیشتر افراد اوتیسمی منع پنهان کمتری از حالت عادی دارند و همین موضوع یکی از دلایلی است که تشخیص افراد دارای کمبود منع پنهان بسیار سخت است. ما بر این باوریم که بسیاری از موارد کمبود منع پنهان با "اختلال وسواس فکری عملی" یا "اختلال کم توجهی-بیش فعالی" یا "سندرم آسپرگر" اشتباه گرفته می شود.




آیا من کمبود منع پنهان دارم؟
 تشخیص این موضوع توسط خودتان بسیار مشکل است و راه ساده  و عملی آن است که با کسی که کمبود منع پنهان دارد ملاقات کنید. زمانی که فردی درست مانند خودتان را ملاقات می کنید حس بی همتا و به خصوصی برای شما دارد، دیدتان به زندگی با کمبود منع پنهان به کل برایتان عوض می شود و راحت تر می شوید. کسانی که دچار این ویژگی روانی هستند وقتی که می بینند کسانی دیگر نیز این شرایط را حس و تمام مشکلاتش را تجربه کرده اند خود را خوش اقبال درنظر می گیرند که با افراد شبیه به خودشان آشنا شده اند.
 این مورد مهم است که بدانیم  احتمالاً هزاران نفر به این شکل وجود دارند پس آنقدر هم کمیاب نیست. افرادی که نبوغ و خلاقیت واقعی دارند یا کسانی که درعین حال که شامل این ویژگی روانی هستند اوتیسم ندارند، بخش بسیار کوچکی از کل افراد دارای این کمبود هستند. تقریباً تمام افراد اوتیسمی کمبود منع پنهان دارند ولی به این معنی نیست که مغز آن ها می تواند از عهده ی کنترل آن برآید یا بتواند از وجودش استفاده های کاربردی کند. به شدت کم پیش می آید که کسی کمبود منع پنهان داشته باشد و بتواند از آن برای موارد مختلف زندگی منفعت ببرد. همچنین بسیار کمتر پیش می آید که کسی همزمان هوش مناسب و کمبود منع پنهان داشته باشد، یا اوتیسم نداشته باشد و بتواند روان خود را کنترل کند.
 هم اکنون هیچ تست رسمی برای تشخیص این مورد روانی وجود ندارد، همچنین کسی نمی داند که منع پنهان تا چه اندازه می تواند کم باشد.
 تفسیرات متعددی از کمبود منع پنهان شده است که بیشترشان توسط کسانی نوشته شده اند که خود این ویژگی روانی را ندارند. من این اطلاعات را برای این نوشتم که به گوش افراد بیشتری برسد و در این مورد اطلاعات واضحی کسب کنند.

سخن مترجم: درمورد اینکه آیا کمبود منع پنهان دارید یا نه به طور خلاصه بگم، اگه تک به تک چیزایی که اینجا و صفحه ی مزایا و معایب نوشته رو به طور صد درصد تجربه کردید و یه حس کاملاً متفاوت و خاص و آشنایی نسبت بهش دارید به این معنی هستش که کمبود منع پنهان دارید. اگه تا حتی نود و نه درصد هم بود ولی به طور خیلی عجیبی وجودش رو حس نمیکردید یعنی ندارید.




منبع: وبسایت http://www.lowlatentinhibition.org
 نویسنده: Dale Webb
---------------------------------------------------
 مترجم متن و مدیر این وبسایت: عباس

---------------------------------------------------
 می توانید مزایا و معایب را نیز مطالعه کنید یا نظرات خود را ارسال کنید:
  مزایا و معایب
  نظرات شما

---------------------------------------------------