مزایا و معایب

مزایا و معایبی که در این لیست آمده است تجربیات شخصی افراد دارای کمبود منع پنهان است، و از این رو که بیماری روانی نیست و درواقع یک ویژگی شخصیتی محسوب می شود پس متغیرهای زیادی در اینکه یک شخص چگونه کمبود منع پنهان را در زندگی تجربه کند وجود دارند.

متغیرها شامل نوع شخصیت فرد، میزان هوش، فاکتورهای دیگر روانی (مانند اختلال وسواس فکری عملی)، شیوه ی تربیت، تحصیلات، شرایط محیطی و غیره می باشد.

مزایا
 - افزایش آگاهی از محیط اطرافتان و فهمیدن چیزهایی که در اطرافتان هیچکس دیگری به آن ها توجه نمی کنند مانند صداها و حرکات. برای مثال درحالی که با کسی مشغول به صحبت هستید می توانید گفتگوهای دیگر در اطرافتان را بدون تمرکز متوجه شوید یا الگوها و جزئیات صداها را تشخیص دهید، طوری که کسی دیگر آن کار را نمی کند.

- قادر به یادگیری سریع چیزهای جدید هستید، مخصوصاً اگر به موضوع علاقمند باشید. می فهمید که موضوعات را بسیار سریع تر و عمیق تر از دیگران متوجه می شوید.

- زمانی که کسی بدون کمبود منع پنهان به یک موضوع خاص بسیار علاقمند است و درموردش اطلاعات دارد، شما می توانید در شرایطی که چندان علاقه ای هم به موضوع ندارید درست به اندازه ی آن شخص به عمق و پیچیدگی موضوع برسید و در آن پیشرفت حاصل کنید.

- ممکن است متوجه باشید که قبل از اینکه سؤالی از شما پرسیده شود شما در ذهنتان به جواب آن رسیده اید چون که در گفتگوها چندین قدم جلوتر را حس می کنید.

- شما معمولاً نیت مردم را از کارهایشان متوجه می شوید و این سؤال برایتان پیش می آید که دلیل یا هدف چیزهای مختلف چیست که شامل این هم می شود که چرا دیگران این سؤال یا آن سؤال را از شما می پرسند. در گفتگوها برای مثال به جای اینکه از مورد یک به مورد دو، سه، چهار و تا پانزده برسید، احتمالاً از مورد یک به هفت، سپس به دوازده و به پانزده می رسید.

- خودتان را با شرایطی که برایتان پیش می آید وفق می دهید و در انتخاب هایتان گیر نمی کنید.

- شما بسیار خلاق هستید و ذهنتان می تواند ارتباطاتی بین چیزهای مختلف ایجاد کند که آن چیزها در نظر دیگران کاملاً بی ربط هستند.

- شما به صورت کاملاً اتوماتیک و بدون درنگ هرچیزی را در ذهنتان به تکه های ریزتر تبدیل می کنید تا در پایان به دلیل ریشه ای و نقطه ی شروع هرچیزی برسید تا بدانید دلیل "هرچیزی" چیست.

- شما علت و منطق را در چیزها می بینید که دیگران نمی بینند و به طور دائمی در منطق به نقاط بسیار دقیقی می رسید.

- شما افکار دیگران و شرایط مختلف را درک می کنید و دروغ، فریب و نیت بد را متوجه می شوید. شما بسیار حساس هستید و به راحتی گول نمی خورید.

- وقتی که برای شرایطی آماده می شوید هر سناریوی ممکنی را در ذهنتان مرور می کنید و برای هر نوع اتفاقی آماده می شوید.

- شما درک طبیعی بسیار قوی در علت و معلول دارید. از این درک برای مردم، اتفاقات و هرچیز دیگری استفاده می کنید. شما می دانید که اگر "الف" اتفاق بیفتد، "ب"، "پ"، "ت" و "ث" نتایج آن خواهند بود. شما می توانید بر اساس اتفاق اولیه که رخ داده است، به تعداد بسیاری نتایج آن پی ببرید.

- غرایز شما به ندرت ممکن است اشتباه باشند و اینطور به نظر می رسد که گویی می توانید آینده را پیش بینی کنید. به این معنی نیست که پیشگو هستید یا می توانید ذهن دیگران را بخوانید، بلکه به این معنی است که از محرک های محیطی بسیار بیشتری استفاده می کنید و ارتباطات منطقی بین آن ها برقرار می کنید و درنتیجه اینطور به نظر می رسد که واقعاً می توانید آینده را ببینید. درواقع شما چیزهایی می بینید که دیگران نمی بینند چون ذهن شما محرک هایی را تجزیه و تحلیل می کند که ذهن دیگران این کار را نمی کند و اصلاً آن محرک های محیطی برای آن ها وجود ندارد.

- ارتباطات پیشرفته ای بین افراد، اشیا و چیزهای دیگر ایجاد می کنید که دیگران نمی توانند. برای مثال در ساختمانی که هستید می توانید با توجه به صداها، زمان بین برداشتن هر قدم و غیره بگویید که در طبقه ی بالا چه کسی حرکت می کند.

معایب
 - احتمال دارد به خواب رفتن برای شما به شدت مشکل باشد چرا که گویی افکارتان باهم مسابقه می دهند. متوقف کردن سؤال های درون ذهنتان سخت است و هر جوابی که پیدا می کنید باعث ایجاد سؤال دیگری می شود.

- ممکن است روانشناسان به اشتباه شما را به عنوان فرد دارای "اختلال کم توجهی-بیش فعالی" یا دارای "اختلال کم توجهی" اشتباه بگیرند یا نتوانند بگویند که فرق ویژگی شخصیتی شما با این اختلال ها چیست.

- در شرایط شلوغ به راحتی مضطرب می شوید. منظور از شرایط شلوغ زمانی است که با محرک های بیرونی زیادی از جمله صداها، اشیا، افراد و غیره مواجه می شوید. یا ممکن است از محرک های درونی رنج ببرید مانند "اگر این اتفاق بیفتد آنگاه آن اتفاق می افتد، که منجر به آن اتفاق دیگر می شود، که شاید آن اتفاق به خوبی این اتفاق نباشد". و این احساس غرق شدن در افکار را برایتان دارد.

- بسیار پیش می آید که در گفتگوهایتان به یکباره درمورد موضوع جدیدی شروع به صحبت کنید و اطرافیانتان از این کار سردرگم شوند.

- قطار افکارتان را به سادگی فراموش می کنید چرا که قطارهای افکار دیگری به سرعت برایتان ایجاد می شوند و مجبور می شوید زمان بیشتری را صرف این کنید که به عقب برگردید و فکر اولیه ی خود را پیگیری کنید.

- قطعاً پیروی از قوانینی که خلاقیت شما را خفه می کنند، یا مخصوصاً جایی که به شما دستوری داده می شود که آن دستور برای کسانی مناسب است که محدودیت هایی دارند که شما ندارید، متنفر می شوید.

- از مدارس به خاطر شیوه های تدریس موجود خوشتان نمی آید. به نظرتان آن ها بیش از حد ساده و خسته کننده هستند و اطلاعات کافی و جذابی که بخواهید را ارائه نمی دهند.

- ممکن است خیلی از دست اطرافیانتان خسته شوید، مخصوصاً افرادی که زمان فکر کردنشان بیشتر از زمان فکر کردن شما طول می کشد، یا اگر مجبور باشید عضو تیمی شوید که حس می کنید اعضای دیگر تیم شما را عقب نگه می دارند.

- به طور حتم از محدودیت ها و مطابق دیگران رفتار کردن ها تنفر دارید. این احساس برای شما ایجاد می شود که وقتی مطابق رفتار دیگران رفتار کنید از ادراک خاص خودتان نمی توانید استفاده کنید.

- وقتی که می بینید ارتباطات منطقی و درستی که بین چیزهای مختلف می بینید را هیچکس دیگری متوجه نمی شود ناامید و دلسرد می شوید.

- اغلب اوقات بسیار احساس تنهایی می کنید از این رو که هیچکسی متوجه شما نمی شود یا نخواهد شد، چون حالتی که شما جهان و زندگی را می بینید و حالتی که ذهن شما همه چیز را اتوماتیک تجزیه و تحلیل می کند بسیار مورد خاصی است و همیشه دوست دارید با کسی دیگر که این حالت ها را دارد ارتباط داشته باشید.

- بعضی افراد به دخانیات روی می آورند چرا که کمک می کند از هجوم بی وقفه و ملال آور انواع اطلاعات موجود در محیط دور شوند.

- شاید به چیزهایی اعتیاد داشته باشید و به این دلیل است که دوست دارید با چیزها یا اشخاص یا کارهای آشنا ارتباط داشته باشید چون یقین دارید که اگر چیز جدیدی را تجربه کنید قرار است محرک های محیطی و اطلاعات بسیار زیاد مانند طوفان بر سرتان ببارند.

- ممکن است از اضطراب اجتماعی یا به طور کلی از سطوح بالایی از اضطراب رنج ببرید.

- پیش می آید که از صداهای بسیار کوچک و ریز که توسط دیگران قابل تشخیص نیستند به شدت عصبانی شوید و شما را دیوانه کند.

- درمورد رانندگی نیز دو حالت مختلف وجود دارد که ممکن است راننده ای بسیار حرفه ای باشید چون می توانید خیلی خوب پیش بینی کنید و برای احتمالات مختلف مقابل مسیرتان آماده باشید. شاید هم رانندگی برایتان به شدت سخت باشد چرا که نمی توانید درست تمرکز کنید.

سخن مترجم: درمورد خوب یا بد بودنش هم این متن اشاره ای بهش نداره ولی خب حتماً متوجه شدید که هم خیلی خوب و هم خیلی بده، برای هرکس هم متفاوته. یعنی اگه کسی که کمبود منع پنهان داره از بعضی شرایط اساسی هم زندگی مناسبی داشته باشه، ذهنش موارد مثبت این ویژگی روانی رو یه ذره بیشتر از موارد منفیش تجربه میکنه و اگه شرایط مناسبی نداشته باشه به عنوان مثال خانواده ی نه چندان خوب، متأسفانه به اندازه ای زجر میکشه که قابل وصف نیست و جهنم ترین جایی که میشناسه توی ذهنشه. خودم هم توصیه نیاز دارم ولی یه توصیه هم میکنم به کسایی که این حرف هام رو با تمام وجودشون حس کردن. برای بهتر شدن این ذهن سعی کنید از چیزهایی که دوست ندارید سریع جدا بشید و با یکم بیخیالی برید برای انجام دادن چیزهایی که خوشتون میاد. وقتی با قدرتی که دارید، کاری رو انجام بدید که دوست دارید شاهکار می کنید و فکرتون هم آرامش پیدا میکنه. با آرزوی زجر کمتر، لذت بیشتر.




منبع: وبسایت http://www.lowlatentinhibition.org
 نویسنده: Dale Webb

---------------------------------------------------
 مترجم متن و مدیر این وبسایت: عباس

---------------------------------------------------
 می توانید "کمبود منع پنهان چیست" را نیز مطالعه کنید یا نظرات خود را ارسال کنید:
  کمبود منع پنهان چیست
  نظرات شما